21 هفته و یک روز...
پسر قشنگم سلام! خوبی نفس؟ دل مامانی برات یه ذره شده... ایشالله که زوده زود با تن سالم میای تو بغلم... این هفته عزیز و خاله منیراینا اومدن وسایلتو دیدن و خاله منیر هم برات یه کادو آورد. یه ماشین خوشگل که سوارش بشی و دور خونه و پارک بچرخی. منم که 4 شنبه وقت دکتر داشتم و رفتم و همه چی عالی بود و قلب نازت هم تند تند و محکم میزد. گفت که هفته ی 32 هم باید یه سونو بدم. در مورد هزینه های سزارین و بیمارستان هم پرسیدم. راستش بابایی بازم سرش شلوغه. فصل امتحانات دانشجوهاس و بابا تو دانشگاه خیلی خسته میشه... الان چند روزه که جام جهانی فوتبال هم شروع شده، حتی وقت نمیکنه بعضی از بازی ها رو ببینه. بگذریم بری...
نویسنده :
مامان حسنا*
15:17


